تبليغاتX
شـهیـــد مـرحـمـــت بــالــازاده

شـهیـــد مـرحـمـــت بــالــازاده
لشکر عاشورا /گردان علی اکبر/ تاریخ شهادت :۲۱/۱۲/۱۳۶۳

به نام خداوند بخشنده مهربان

از اینجا وصیت نامه ام را شروع می‌کنم. با سلام بیکران به پیشگاه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و با سلام بیکران به رهبر مستضعفان، ابراهیم زمان، خمینی بت شکن و با سلام بیکران به مردم ایثارگر و شهید پرور ایران، که همچون امام حسین(ع) و لیلا پسرشان را به دین اسلام قربانی می‌دهند.

آری ای ملت غیور شهید پرور ایران درود بر شما، درود برشما که همیشه در مقابل کفر ایستاده اید و می‌ایستید تا آخرین قطره خونتان.


 

"برای خواندن ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید"



ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 14:2 ] [ سید محمد حسین نقیب ] [ ]

 

 

شهید مرحمت بالازاده در هیجدهم خردادماه ۱۳۴۹، در یکی از روستاهای شهرستان گرمی در دامان سرسبز مغان و در یک خانواده متدین و محروم، دیده به جهان گشود.

پدرش از مهاجرین طالش بود که پس از مهاجرت به این روستا، در آنجا به شغل مغازه داری و خواربار فروشی اشتغال داشت.

مرحمت دوران کودکی را در دشت و کوه و دره‌ها و مناظر سرسبز روستا، با بچه‌های هم سن و سال خود گذرانده و در هفت سالگی پا به دبستان نهاد و تا کلاس پنجم ابتدایی درس خواند.

در سال ۱۳۵۷ مرحمت هشت ساله بود که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید و مرحمت همچون سایر مردم محروم و مظلوم ایران، انقلاب را متعلق به مستضعفین دانسته و از همان اوایل پیروزی انقلاب به دفاع از آن پرداخت.

...

"برای خواندن ادامه مطلب روی لینک زیر کلیک کنید"


ادامه مطلب
[ پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ] [ 13:11 ] [ سید محمد حسین نقیب ] [ ]

"من باید اینگونه سربازی باشم"

یک بار در مورد واقعه عاشورا صحبت می‌کرد. و می‌گفت که اگر من جنگ بکنم اینطور جنگ می‌کنم می‌گفت:”من از یک روحانی شنیده ام. حضرت قاسم(ع) که وقتی خواست به میدان برود لباس به‌اندازه او پیدا نشد و همانگونه رفت من هم از ایشان تبعیت می‌کنم. پوتین به پایم نمی‌آید،لباس به تنم نمی‌آید. حضرت قاسم (ع)وقتی به دشمن حمله می‌کرد روی اسب دراز می‌کشید یعنی سرش را خم می‌کرد چون کوچک بود شمشیر دشمن از بالای سر او رد می‌شد، حتی دشمن هم این حرکت را تحسین می‌کرد. من هم باید چنین سربازی بشوم”.

 

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 15:52 ] [ سید محمد حسین نقیب ] [ ]
درباره وبلاگ

شهيد گمنام حقيقتي آسماني است

که براي شناخت او بايد آسمـــــــاني

شوي و به همين دليل است کـــه در

روايات، آنان را «مجهولون في الأرض و

معروفون في السماء» مي‏خوانند،يعني

گمنـــــام در زميـــن و نام‏دار در آسمان؛

مـــزار شهيد گمنام هم،هم‏چون فانوس

پرفروغي، راه‏گم‏کردگــان درياي پرتلاطم

اين دنيا را به ساحل نجات و هدايـــــت

مي‏خواند و نــــور اميـــد را بر دل‏هــــاي

کشتي ‏شکـــــــستگان اقـــــــــــيانوس

معنويت مــــي‏تابانــــــــد.

---------------------------------------------

برای آشنایی با من به پروفایلم مراجعه کنید .

---------------------------------------------

در صفحه نخست وبلاگ 3 تا پست گذاشتم

شما میتوانید برای دیدن پست های قبلی

از قسمت آرشیو وبلاگ دیدن فرمایید

---------------------------------------------

لطفا با نظراتتون من را در هرچه بهتر شدن وبلاگ یاری دهید.

منتظره نظراته شما دوستان عزیز هستم.

یــــــــــــــاعلـــــــــــــــــــــــی